فرهنگی و متعلق شناسایی

[ad_1]

انسان باید همیشه مبارزه برای خاک با چشم انداز حفاظت از هنجارهای فرهنگی. ما متعلق به سرزمین ما و سرزمین ما به ما تعلق دارد. بنابراین به طور سنتی به فرهنگ شده است و از لحاظ جغرافیایی افسار. با تکنولوژی نوسازی affluenza و سهولت سفر جهانی عشایری به شیوه زندگی در حال تغییر تعریف هنجارهای فرهنگی.

این مهم است که ما گسترش دامنه درک ما از فرهنگ و آگاهی از محدودیت ها ما را بر مردم زمانی که ما تعریف آنها از نظر فرهنگی. علاوه بر این در کسب و کار, شرکت های بزرگ و چند ملیتی اشخاص را به حرکت از آگاهی از تنوع به چند فرهنگی و چند فرهنگی متقابل گنجاندن اگر آنها می خواهند به ادامه قابل توجهی تاثیر جهانی.

علاوه بر این زمانی که ما ارزیابی فرهنگ ها از دیگر مردم و دسته بندی افراد بر اساس ضمنی یا آشکار عضویت در یک فرهنگ خاص ما انتخاب کنید که فرد به عنوان عضوی از یک گروه به عنوان مخالف به یک فرد است. هنگامی که ما مشاهده دیگران صرفا در داخل لنز خود را در زمینه های فرهنگی ما خود را محدود انسانیت و فردیت.

از سوی دیگر هنگامی که مشاهده می کنیم مردم تنها به عنوان افراد و ما آنها را تشویق به برقراری ارتباط با دیگران و بخشی از تعریف خود را به عنوان بخشی از یک گروه بزرگتر ما آنها را محروم بودن از شرکت کنندگان فعال در زیبایی از همکاری و عمق است که آمیزه ای از فرهنگ به ارمغان می آورد به زندگی روزانه ما است.

طنز فرهنگ در امریکا این است که اگر چه این است که استثنایی محیط زیست است که برای اولین بار قرار داده و حقوق فردی و آزادی های بالای گروه حقوق تعصب در برابر گروه هستند که نژادی و فرهنگی تعریف شده همچنان خستگی ناپذیر مخرب هنجار شده است.

انسان نیاز ذاتی به بخشی از یک گروه یک قبیله است که بیان فرهنگی. هنگامی که ما به دنیا ما متعلق به مادران و پدران ما و خانواده ما. انسان درمانده ترین موجودات پس از تولد بنابراین ما نیاز به تعلق به یک خانواده سیستم عمیقا ریشه دوانده در ما رشد و نمو DNA. بعلاوه در سراسر زندگی ما تعداد بسیار کمی در هر یک از ما زندگی می کنند در انزوای کامل. ما ایجاد شد متعلق به یک گروه و پس از بیان و گرامی داشتن ما صفات فردی در حالی که به طور همزمان متعلق به یک گروه در جایی که ما سازنده لازم است برای بقای نژاد بشر است.

تعادل ظریف بین یک فرد بیان شخصی و که فرد با عضویت در یک گروه چیزی است که سیال است و تغییرات در طول زندگی فرد بر اساس تجربه فردی و سن. همانطور که کودکان ما تمام هویت ما بر اساس جنسیت و سن و واحد خانواده که به ما تعلق دارند. همانطور که ما مسن تر رشد می کنند ما با استفاده از موقعیت جغرافیایی و عضویت در موسسات آموزش عالی یا مشاغل بیشتر برای خودمان تعریف کنیم و به خودمان مجموعه جدا در گروه بزرگتر که به آن تعلق داریم.

عدم آگاهی از این تکاملی الگوی می تواند بسیاری از آشفتگی برای کسانی که در حال گذار. جهانی عشایر و سوم فرهنگ کودکان و نوجوانان به ویژه در یک زمان دشوار مرور برخی از این عضویت در مسائل متعلق به این گروه های مختلف. به عنوان یک نتیجه, آنها ممکن است احساس عدم عمق اتصال به گروه های بزرگتر به عنوان آنها تشخیص دهند که آنها را متعلق به هر یک فرهنگ است.

برای افرادی که احساس فرهنگی از دست داده و یا احساس نمی کند یک اتصال قوی به هر یک از گروه فرهنگی, مهم این است که آگاه باشید که در آن فردیت خود را جریان به یک گروه پویا در هر زمان داده شده. در بررسی با خودتان را به طور منظم و به این برخی از عمدی فکر می کردم. آگاه تر و ریسک پذیری در تعامل با تک فرهنگی مردم است.

اظهار نظر در وبلاگ من به عنوان راه حل های خلاق است که شما تا به حال در این منطقه است. چگونه شما به دست آوردن آگاهی ما فردیت در مقابل این گروه ؟ چقدر مهم است که آن را آگاهانه متعلق به یک گروه است ؟

[ad_2]